در نگاه توست
به آینه نگاه کن...
دیگر امیدی به پاییز، نیست.
ع.خاک
در نگاه توست
به آینه نگاه کن...
دیگر امیدی به پاییز، نیست.
ع.خاک
نرفته است...
ع.خاک
واگویه نوشت یک روز بارانی
رنگ از نگاهت ببر، دست از گریبانم بکش،سر از گرده ام بیرون آر، پای از پایم بر ندار......................
دیگر، دلم، برای کسی ،نمیتپد.و حذف و حضور این روزهای هذیانی را نذر چشمانم میکنم تا مباد از یاد برده باشم ریسمان سیاه و سفید را.
ع.خاک.
احوال ساحل بی تو
وقتیکه این صندلی
همیشه جای یکی است .
2 / آذر / هشتا دو نه سبز
از دستهای تو گذشته است / خطوط
و طرح واژه
عجیب ، ردپایی است
با این حساب
یا تو حوصله آمدن نداشتی
ویا
کسی میان خیالت
بی تاب رفتن بوذ
9 / مهر /هشتادونه سبز
از دستهای تو گذشته است / خطوط
و طرح واژه
عجیب ، ردپایی است
با این حساب
یا تو حوصله آمدن نداشتی
ویا
کسی میان خیالت
بی تاب رفتن بوذ
9 / مهر /هشتادونه سبز
برای دستهای من
قطره ایی کافیست
تا طعم تورا
برویانم
ع.خاک
یک زمستان مانده بود تا دوساله شود سکوتی را که با تو آغازش کردم و بی آنکه بدانی و بدانم ، حالم با حالت در مجاورت است اکنون را ...........................
تو با دستهای من
تا کجای این دریاچه ، پارو زده ایی
که دیگر
ساحلی پیدا نیست.
ع.خاک
_________________________________________________________
چشمانتان جای آشناییست
به فرعی در آمده یا اصل
همیشه آنقدر آمده بودیم
که فکری برای رفتن
در انتهای روابط
از هیچ ابتدایی نبود
و تنها دلیل آمدن
جبر رفتن ...
با این همه ...
وارونه بر کدام خیالی
که حباب های عاطفه
فرض نبوغ و فرزانگی را
یکجا
به هوایش می سپرند ؟!
و گوشی در گروی شنیدن نبود
مگر طرحی از دروغ با کلاهخود دین
مگر ...
...
بیاوو اینبار
مسیر آمدن را عوض کنیم
تو به سمت خانه ای که ار آن آمده ای برگرد
من نیز
از طنابی که بر آن آویخته ام
تکانی می آویزم و جاذبه ای ...
که با آمد و شدی در کنار هم
تاب بیاوریم و "طاقتی"
آرزوهای کودکی را
که در آن هیچ مردی
باتمام خودنویسهایش فقیر نیست ...
...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نمیدونم چرا تصمیم گرفتم این شعر و نیمه کاره در بلاگفام بنویسم. شاید یک دلیلش این باشه که فضای این کافی نت برام خیلی سنگین.و فقط میخوام زود برم بیرون، اصلن از همه جا.
پس/ شاید تا فردا....